|
عنوان
|
تحلیل روایت های اعتمادالسلطنه درکتاب روزنامه خاطرات و خلسه
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
|
|
کلیدواژهها
|
تحلیل روایت،خاطرات، خلسه، اعتمادالسلطنه، پیام، پیرنگ،
|
|
چکیده
|
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل روایت به بررسی آثار محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، بهویژه دو کتاب روزنامه خاطرات و خلسه، میپردازد و میکوشد پیوند میان روایت، اوضاع سیاسی و اجتماعی دوره ناصری و شیوه جهتدهی به ذهنیت مخاطب را تبیین کند. مسئله اصلی تحقیق آن است که اعتمادالسلطنه بر اساس چه سازوکارهای روایی و در چه بستری از شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی–آموزشی، به بازنمایی زمانه خود پرداخته و پیامهای مورد نظرش را منتقل کرده است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل متن و روایت است و با اتکا به چارچوبهای نظری روایتشناسی، عناصر روایی چون زمان و مکان، راوی، مخاطب، پیام و ساختار آغاز، میانه و پایان روایت بررسی شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات از شیوهای گزارشمحور و روزنگارانه بهره میگیرد که امکان ثبت مستقیم تجربه زیست درون قدرت را فراهم میکند، در حالی که در خلسه با استفاده از قالب تمثیلی و خوابنامهای، نقد سیاسی و اجتماعی را بهصورت غیرمستقیم و رمزگذاریشده بیان مینماید. همچنین شرایط فرهنگی و آموزشی اواخر دوره ناصری، بهویژه گسترش فرهنگ نوشتار و نابرابری آموزشی، تأثیر چشمگیری بر زبان روایت، مخاطبانگاری و چندلایهسازی پیام در هر دو اثر داشته است. هم چنین مخاطب اصلی روایتهای اعتمادالسلطنه نخبگان باسواد و آشنا با ساختار قدرتاند و پیام آثار او نه از طریق بیان صریح، بلکه با انباشت تدریجی معنا، تمثیل و درگیرسازی ذهن مخاطب منتقل میشود. بدینترتیب، آثار اعتمادالسلطنه را میتوان نهتنها بهعنوان اسناد تاریخی، بلکه بهمثابه متونی روایی و معناساز در فهم تاریخ سیاسی و اجتماعی دوره ناصری مورد توجه قرار داد.
|
|
پژوهشگران
|
علی اصغر میرزایی (استاد راهنما)، مجید حاجی بابایی (استاد مشاور)، زهرا رجبی (دانشجو)
|