مشخصات پژوهش

صفحه نخست /نقش انعطاف‌پذیری شناختی و ...
عنوان نقش انعطاف‌پذیری شناختی و باورهای هوشی در خلاقیت کارکنان
نوع پژوهش پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
کلیدواژه‌ها انعطاف‌پذیری شناختی، باورهای هوشی، خلاقیت، کارکنان
چکیده چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش انعطاف‌پذیری شناختی و باورهای هوشی در پیش‌بینی خلاقیت کارکنان انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شهر کرکوک (عراق) در سال 1404-1403 بود. با توجه به نامحدود بودن جامعه، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 385 نفر تعیین شد که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. در نهایت، 355 پرسشنامه قابل تحلیل بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، پرسشنامه نظریه ضمنی هوش عبدالفتاح و ییتس (2006) و پرسشنامه تفکر خلاق عابدی (1372) بود. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین انعطاف‌پذیری شناختی (45/0=r)، باور هوشی ذاتی (32/0=r) و باور هوشی افزایشی (37/0=r) با خلاقیت رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که متغیرهای انعطاف‌پذیری شناختی (37/0=β، 001/0>p) و باور هوشی افزایشی (20/0=β، 005/0>p) توان پیش‌بینی‌کنندگی معناداری برای خلاقیت دارند؛ در حالی که باور هوشی ذاتی سهم معناداری در پیش‌بینی خلاقیت نداشت. همچنین در میان مؤلفه‌های انعطاف‌پذیری شناختی، تنها مؤلفه «کنترل» توانست خلاقیت را به طور معناداری پیش‌بینی کند (26/0=β، 006/0>p). مدل رگرسیون کلی نیز توانست 26 درصد از واریانس خلاقیت را تبیین کند. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش، انعطاف‌پذیری شناختی (به ویژه مؤلفه کنترل) و باور هوشی افزایشی از عوامل مهم و مؤثر در پیش‌بینی خلاقیت کارکنان هستند. این نتایج بر ضرورت طراحی مداخلات سازمانی با هدف تقویت انعطاف‌پذیری شناختی و ترویج باورهای افزایشی نسبت به هوش و توانایی‌ها در محیط‌های کاری تأکید می‌کند.
پژوهشگران تورج سپهوند (استاد راهنما)، مرضیه السادات سجادی نژاد (استاد مشاور)، کمال حردان یوسف (دانشجو)