|
عنوان
|
تحلیل جایگاه تصوف و طریقتهای صوفیانه در تمدن اسلامی در دوره مغول
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
|
|
کلیدواژهها
|
تصوف، طریقت، شریعت، کلام عرفانی، سیاست دینی مغولان، میانجیگری اجتماعی
|
|
چکیده
|
یکی از جریانات مهم جامعه اسلامی پیش از حمله مغول، تصوف و نقش آن در جامعه اسلامی بود. تصوف پیش از مغول، نه تنها یک حرکت فردی و اخلاقی مبتنی بر ریاضت و تزکیه نفس بود، بلکه با شکلگیری شبکههای خانقاهی، حضور فعال شیخها و سازماندهی طریقتها، به نهادی اجتماعی و فرهنگی تبدیل شد که توانست آموزش، انسجام اجتماعی، میانجیگری و تولید ارزشهای اخلاقی را در سطح جامعه اسلامی امکانپذیر سازد. بر همین اساس رساله حاضر بر مبنای تحلیل تاریخی-توصیفی و با بررسی متون تصوف، کلام و منابع تاریخی، به دنبال بررسی این مساله است که تصوف و طریقتهای صوفیانه چه نقشی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران ایلخانی داشتند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد طریقتهای صوفیانه، با ساختار سلسلهای و شبکهای خود، توانستند فراتر از تجربه فردی، به آموزش، تربیت نسلهای جدید، حمایت از محرومان و میانجیگری اجتماعی و حتی سیاسی بپردازند. به دنبال تهاجم مغول، برافتادن خلافت عباسی، تصرف سرزمینهای اسلامی و بعدها تحول سیاست دینی مغولان، تسامح اولیه مغولان نسبت به ادیان و رویکرد عملگرایانه در مواجهه با جامعه متکثر، زمینه را برای تثبیت قدرت و مشارکت نخبگان دینی فراهم کرد و با اسلامآوردن ایلخانان، سیاست دینی مغولان وارد مرحله نهادینهسازی و همزیستی با سنتهای اسلامی شد و فرهنگی منحصر به فرد اسلامی-مغولی پدید آمد. این تحولات هم نقش تصوف و هم تعامل دین و قدرت سیاسی را در شکلدهی به انسجام اجتماعی، توسعه فرهنگ و مشروعیت سیاسی روشن میسازد و الگویی تحلیلی برای مطالعه تعامل معنویت، فرهنگ و قدرت در دیگر دورهها و جوامع ارائه میدهد.
|
|
پژوهشگران
|
علی اصغر میرزایی (استاد راهنما)، عبداله متولی (استاد مشاور)، بسمه حازم فاضل یاسین (دانشجو)
|