مشخصات پژوهش

صفحه نخست /رابطه افسردگی با سوء استفاده ...
عنوان رابطه افسردگی با سوء استفاده عاطفی دوران کودکی و سبک والدگری مستبدانه: نقش میانجی ذهنی‌سازی
نوع پژوهش پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
کلیدواژه‌ها کلمات کلیدی: افسردگی، سوء استفاده عاطفی دوران کودکی، سبک والدگری مستبدانه، ذهنی‌سازی
چکیده زمینه و هدف: اختلال افسردگی یکی از اختلال‌های شایع روانی در جهان است که عوامل روان‌شناختی زیادی در بروز و شیوع این اختلال نقش موثری دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ذهنی‌سازی در رابطه افسردگی با سوء استفاده عاطفی دوران کودکی و سبک والدگری مستبدانه انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، همبستگی بود که در آن روابط بین متغیرها در قالب طرح معادلات ساختاری بررسی شد. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان اراک در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس تعداد 220 دانش‌آموز انتخاب شدند. اطلاعات لازم از طریق چک لیست نشانه‌های اختلالات روانی (دراگوتیس و همکاران، 1973)، مقیاس درجه بندی شده سوء استفاده عاطفی دوران کودکی (گودالی و ساویریکار، 2023)، پرسشنامه ابعاد و سبک‌های والدگری (رابینسون و همکاران، 2001) و پرسشنامه سنجش ذهنی‌سازی (دیمیتریوویچ و همکاران، 2017) جمع‌آوری شد. داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری و به کمک نرم‌افزار R تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد سوء استفاده عاطفی دوران کودکی، سبک والدگری مستبدانه و ذهنی‌سازی اثر مستقیم و معناداری بر افسردگی دانش‌آموزان دارد (01/0P<). همچنین سوء استفاده عاطفی دوران کودکی از طریق ذهنی‌سازی بر افسردگی دانش‌آموزان اثر غیرمستقیم و معنادار دارد (05/0P<) و سبک والدگری مستبدانه نیز از طریق ذهنی‌سازی بر افسردگی دانش‌آموزان اثر غیرمستقیم و معنادار دارد (01/0P<). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که ذهنی‌سازی در رابطه افسردگی با سوء استفاده عاطفی دوران کودکی و سبک والدگری مستبدانه نقش میانجی دارد. بنابراین توجه به این مکانیسم می‌تواند در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی کارآمد برای اختلال افسردگی راه‌گشا باشد.
پژوهشگران تورج سپهوند (استاد مشاور)، مهدیه شفیعی تبار (استاد راهنما)، آیدا حاجی حسنی (دانشجو)