|
عنوان
|
نشانه شناسی زمان ومکان در خطبه های نهج البلاغه
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
|
|
کلیدواژهها
|
نشانهشناسی، زمانمندی، مکانمندی، روایت، بلاغت عربی، نهجالبلاغه.
|
|
چکیده
|
این رساله به بررسی نشانهشناسی زمان و مکان در خطبههای نهجالبلاغه پرداخت و این دو عنصر را از مهمترین مؤلفههای ساختاری دانست که در شکلگیری گفتمان علوی و تولید لایههای متنوع معنا نقش اساسی ایفا کردند. پژوهش از مسئلهای محوری آغاز شد که به ماهیت حضور زمان و مکان در خطبههای امام علی بن ابیطالب (علیهالسلام) میپرداخت و این پرسش را مطرح ساخت که آیا این حضور صرفاً در حد چارچوبی روایی و پیرامونی باقی مانده است یا فراتر رفته و به نظامی نشانهای و فعال تبدیل شده است که در تولید معنا، جهتدهی گفتمان و تعمیق ابعاد فکری، اخلاقی و تاریخی متن مشارکت داشته است. هدف اصلی رساله، تبیین کارکردهای نشانهشناختی زمان و مکان، روشن ساختن سازوکارهای حضور آنها در متن، و نشان دادن نقش آنها در تعمیق چشمانداز گفتمانی نهجالبلاغه و توانایی آن در پیوند دادن بُعد واقعگرایانه با بُعد نمادین بود؛ امری که گستره انسانی و فرازمانی گفتمان علوی را آشکار ساخت. این پژوهش رویکرد نشانهشناختی را بهعنوان چارچوب تحلیلی اصلی برگزید، زیرا این رویکرد امکان تفکیک نشانهها و کشف روابط معنایی حاکم بر ساختار ژرف متن را فراهم ساخت. در کنار آن، از دستاوردهای نظریه روایت و تحلیل بلاغی نیز بهره گرفته شد، بیآنکه به ویژگیهای خاص بیان عربی کلاسیک و ماهیت سبکی آن آسیبی وارد شود. روش کار بر تلفیق توصیف، تحلیل و تأویل استوار بود؛ بهگونهای که نشانههای زمانی و مکانی در خطبهها شناسایی و دستهبندی شدند، تحولات معنایی آنها دنبال شد و با بافتهای فکری، تاریخی و روانی متن پیوند داده شدند. این شیوه امکان ارائه خوانشی جامع از متن را فراهم آورد که از سطح ظاهری زبان فراتر رفت و به ساختار درونی و ظرفیتهای بیانی نهفته آن راه یافت. یافتههای پژوهش نشان داد که زمان در خطبههای نهجالبلاغه بهصورت خطی و ایستا مطرح نشد، بلکه در جلوههایی متنوع و معنادار ظاهر گردید؛ بهگونهای که گذشته عرصه عبرت و ارزیابی اخلاقی، حال میدان مسئولیت و آزمون، و آینده افق سرنوشت و فرجام ترسیم شد. همچنین روشن گردید که مکان صرفاً بهعنوان فضایی جغرافیایی و خنثی به کار نرفته است، بلکه به حوزهای نمادین تبدیل شده که در آن ارزشها تجسد یافتهاند، مواضع فکری و معنوی شکل گرفتهاند و آگاهی انسان از واقعیت و هستی بازسازی شده است. رساله نشان داد که تعامل ژرف میان زمان و مکان به شکلگیری گفتمانی بلاغی، منسجم و گشوده به معنا انجامیده است که میان تاریخ و انسان، و میان واقعیت و نماد پیوند برقرار کرده و به خطبههای نهجالبلاغه پویایی نشانهای تازهای بخشیده است؛ پویاییای که ماندگاری متن و توان تأثیرگذاری مستمر آن را در گذر زمانها و مکانها تأیید میکند.
|
|
پژوهشگران
|
قاسم مختاری (استاد مشاور)، محمد جرفی (استاد مشاور)، احمد امید علی (استاد راهنما)، حیدر نعیم مغتاض (دانشجو)
|