|
عنوان
|
اثر بخشی آموزش تفکر انتقادی مبتنی بر راهبرد یادگیری معکوس بر انعطاف پذیری شناختی و ذهنیت فلسفی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
|
|
کلیدواژهها
|
تفکر انتقادی مبتنی بر راهبرد یادگیری معکوس، انعطاف پذیری شناختی، ذهنیت فلسفی
|
|
چکیده
|
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش تفکر انتقادی مبتنی بر راهبرد یادگیری معکوس بر انعطافپذیری شناختی و ذهنیت فلسفی دانشآموزان پایه ششم ابتداییِ دختر در شهرستان شازند (روستای کزاز) در سال تحصیلی 1403-1402 بود. روش پژوهش از نوع شبهتجربی با طرح پیشآزمون پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پایه ششم دختر روستای کزاز بود. نمونه پژوهش شامل 28 نفر از دانشآموزان این پایه بود که با روش نمونهگیری خوشه ای انتخاب و سپس بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (14 نفر) و گواه (14 نفر) گماشته شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت آموزش تفکر انتقادی مبتنی بر یادگیری معکوس قرار گرفتند؛ اما گروه گواه آموزش تفکر انتقادی را به شیوه معمول دریافت کردند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و پرسشنامه ذهنیت فلسفی نوری و همکاران (1392) استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آزمونهای استنباطی شامل تحلیل کوواریانس (ANCOVA و MANCOVA) بهره گرفته شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از کنترل اثر نمرات پیشآزمون، میانگین نمرات دو گروه آزمایش و گواه در انعطافپذیری شناختی و ذهنیت فلسفی تفاوت معناداری دارد. یافتهها بیانگر آن است که آموزش تفکر انتقادی مبتنی بر راهبرد یادگیری معکوس بر افزایش انعطافپذیری شناختی و ذهنیت فلسفی دانشآموزان مؤثر است.
|
|
پژوهشگران
|
بهمن یاسبلاغی شراهی (استاد راهنما)، رحیم مرادی (استاد مشاور)، زهرا مرادی (دانشجو)
|