1403/01/25
مهرداد اکبری

مهرداد اکبری

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
اسکاپوس:
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی
نشانی: دانشگاه اراک- گروه زبان و ادبیات فارسی
تلفن:

مشخصات پژوهش

عنوان
بررسی و تحلیل نحوۀ تعامل و تقابل «خود» و «دیگری» در شعر ناصرخسرو قبادیانی
نوع پژوهش
مقاله ارائه‌شده
کلیدواژه‌ها
ناصر خسرو قبادیانی، خود و دیگری، ایدئولوژی، تقابل و تعامل
سال 1394
پژوهشگران مهرداد اکبری ، علی صباغی

چکیده

مفهوم «خود» و «دیگری» از دیرباز، همواره از مفاهیم بنیادی علوم انسانی انگاشته می شده است و بنای آن بر این اندیشه استوار است که هیچ «خود»ی بدون در نظر گرفتن مفهوم «دیگر»ی امکان وجود و بروز نمی یابد. رابطه ای که میان این دو مفهوم شکل می گیرد، گاه مبتنی بر «تعامل» است و گاه مبتنی بر «تقابل» و تعارض. چنین رابطه ای به هر صورتی که شکل بگیرد، باعث شکل گرفتن مرزهای «خود» می-شود. این نوشتار بر آن است تا نشان بدهد که «خود» ناصر خسرو در جایگاه فاعل شناسا و «خود»ی که در شعر او نمود می یابد، تحت تأثیر چه ساختارها و زمینه هایی پدید آمده اند و چه پیوندهایی با هم دارند و چه نوع رابطه ای با «دیگر»ی برقرار می سازند. شایان ذکر است که تاکنون پژوهشی با این روش دربارۀ شعر ناصرخسرو ارائه نشده است و به نظر می رسد که این نوشتار، پژوهشی نو در این زمینه محسوب می-شود. مهمترین نتایجی که از این پژوهش حاصل می شود، یکی آن است که «خود»ی که در این اشعار نمود یافته است، «خود»ی است «جمعی» و «مشترک» که سعی در گسترش مرزهای خود دارد و در این مسیر، به جای آنکه راه تعامل را در پیش بگیرد، بیشتر، مواجهۀ تقابلی را پی می گیرد. با این نگرش، «خود جمعی» ناصرخسرو، تنها آن دسته از «دیگری»ها را با خود و راه خود همراه و در پیوند می داند که مبناهای ایدئولوژیکی مشترکی در آن ها می یابد. در غیر این صورت، «دیگری» مفهومی است که در تقابل با او قرار می گیرد و به همین دلیل، به شیوه های گوناگون در شعرش سرکوب می شود و به «حاشیه» رانده می شود. نکتۀ مهم دیگری که این نوشتار به دست می دهد آن است که ساختارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ایدئولوژیک و نوع پیوند با آن ها زمینه های شکل گیری و موقعیت یابی این «خود» را پدید آورده اند و در تعامل یا تقابل او با «دیگری» و «دیگران» تأثیر بسیار داشته اند.