1402/12/06
مسعود گلپایگانی

مسعود گلپایگانی

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید: https://orcid.org/0000-0002-7586-321X
تحصیلات: دکترای تخصصی
اسکاپوس: 56367618700
دانشکده: دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی
نشانی: دانشگاه اراک، گروه فیزیولوژی و آسیب شناسی ورزشی
تلفن:

مشخصات پژوهش

عنوان
بررسی رابطه میان شاخص های پیکرسنجی و نوع پیکری
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده
کلیدواژه‌ها
نسبت دور کمر به لگن، شاخص توده بدن، درصد چربی بدن، مولفه های گونه پیکری
سال 1386
مجله علوم حركتي و ورزش (منتشر نمي شود)
شناسه DOI
پژوهشگران مهرداد عنبریان ، مسعود گلپایگانی ، شهرام آهنجان ، علی جلالوند

چکیده

هدف از انجام این تحقیق بررسی ارتباط برخی از شاخص های پیکر سنجی و ترکیب بدنی و مولفه های گونه پیکری (آندومورفی، مزومورفی و اکتومورفی) در دانشجویان پسر دانشگاه رازی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان پسر دانشگاه رازی در نیمسال اول سال تحصیلی 84-83 تشکیل می دادند. با توجه به جدول ادینسکی و فرمولy=a (logx)b تعداد 320 نفر آزمودنی به صورت تصادفی بعنوان نمونه تحقیق انتخاب گردید. متغیرهای بدن سنجی که در تحقیق حاضر مورد اندازه گیری و ارزیابی قرار گرفت شامل: قد، وزن، قطر و اندازه های پیرامونی، درصد چربی، توده چربی، وزن بدون چربی، شاخص توده بدن، وزن مطلوب، تیپ بدنی و نسبت محیط کمر به محیط لگن، شاخص اندازه دور کمر می باشد. با توجه به توصیفی – همبستگی بودن روش تحقیق از آمار توصیفی جهت طبقه بندی و تنظیم داده ها و در آمار استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون جهت ارتباط بین متغیرها استفاده شده است. بین BMI و WHR (R=0.561، P=0.000)، بین BMI و WC (r=0.812، P<0.01)، بین WHR و WC (r=0.721، P<0.01)، بین BMI و درصد چربی (r=0.704، P<0.01)، بین WC و درصد چربی (r=0.793، P<0.01)، بین WHR و درصد چربی (r=0.526، P<0.01)، ارتباط معنی داری وجود دارد. توده چربی با مولفه اندومورفی کاﻣﻟا متناسب است (r=0.884، P<0.01)، اما توده بدون چربی تناسب اندکی با مولفه مزومورفی دارد (r=0.200، P<0.01). در نتیجه بر اساس یافته های حاصل از ضریب همبستگی،WC شاخص بهتر و قوی تری برای چاقی شکمی و خطرات مرتبط با سلامتی نسبت به WHR است. در بررسی ارتباط بین مولفه های گونه پیکری (فربه پیکری و لاغر پیکری) و متغییرهای ترکیب بدنی (توده چربی و توده بدون چربی) به نظر می رسد اعتبار منتسب به مزومورفی بعنوان توده بدون چربی دچار تردید می گردد، و نیاز به ارزیابی و اعتباریابی دقیق رابطه بکار رفته در مفاهیم مورد استفاده را در تعیین جثه نشان می دهد. در نتیجه بهتر است که از آن برای ارزیابی ترکیب بدنی بعنوان یک مکمل استفاده شود