هدف این پژوهش بررسی نقش رهبری همدلانه بر عملکرد نوآوری و بهرهوری در کسبوکارهای ورزشی و تحلیل نقش میانجی عملکرد نوآوری در این رابطه بود. این تحقیق به روش توصیفی-همبستگی و بهصورت پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کارکنان باشگاههای ورزشی استان مرکزی بود که از میان آنها 100 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل سه پرسشنامه بود: پرسشنامه رهبری همدلانه، مقیاس عملکرد نوآورانه و پرسشنامه بهرهوری نیروی انسانی. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 27 تحلیل شد و برای بررسی فرضیهها از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی و آزمون سوبل استفاده گردید. نتایج نشان داد بین رهبری همدلانه با بهرهوری (66/0=r؛ 05/0≥P) و عملکرد نوآوری (63/0=r؛ 05/0≥P) و همچنین بین عملکرد نوآوری و بهرهوری (51/0=r؛ 05/0≥P)رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین رهبری همدلانه نسبت به عملکرد نوآوری، پیشبینیکننده قویتری برای بهرهوری است. نتایج آزمون سوبل نیز نقش میانجی معنادار عملکرد نوآوری را در رابطه بین رهبری همدلانه و بهرهوری تأیید کرد (709/5=Z؛ 05/0≥P). بهطور کلی، یافتهها نشان داد رهبری همدلانه هم بهصورت مستقیم و هم با واسطه عملکرد نوآورانه تأثیر معناداری بر بهرهوری در کسبوکارهای ورزشی دارد و میتواند به عنوان عاملی مؤثر در بهبود عملکرد و اثربخشی سازمانی مورد توجه قرار گیرد. با توجه به نتایج پژوهش، توصیه میشود مدیران و رهبران کسبوکارهای ورزشی در فرآیندهای مدیریتی خود بر توسعه مهارتهای همدلی و ارتباط مؤثر با کارکنان تأکید نمایند. همچنین ایجاد بسترهایی برای تقویت نوآوری در محیطهای کاری میتواند به ارتقای بهرهوری منجر شود. این امر میتواند از طریق برگزاری دورههای آموزشی رهبری همدلانه، تشویق ایدهپردازی کارکنان و ایجاد ساختارهای حمایتی از نوآوری تحقق یابد.