زمینه و هدف: کاهش نرخ فرزندآوری یکی از چالشهای مهم اجتماعی در دهههای اخیر در ایران، بهویژه در استانهای شمالی همچون مازندران است. این پدیده میتواند پیامدهایی بلندمدت برای ساختار جمعیت، پویایی اقتصادی و انسجام اجتماعی به همراه داشته باشد و تحلیل دلایل بروز آن، برای سیاستگذاری جمعیتی از اهمیت بالایی برخوردار است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون، به بررسی علل کاهش فرزندآوری در استان مازندران پرداخته است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 16 متخصص، مشاور و مدیر اجرایی حوزه جمعیت و خانواده گردآوری، کدگذاری و تحلیل گردید. در این تحقیق برای اطمینانپذیری از مصاحبهگر کمکی و رویهی منسجم گردآوری دادهها، برای اعتبار از بازبینی مشارکتکنندگان و کدگذاری مستقل، و برای تأییدپذیری از مستندسازی کامل مراحل پژوهش استفاده شد. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که سه دسته مضامین فراگیر و هشت مضمون سازمان دهنده در حوزه خانواده از جمله دلایل مهم فرزندآوری پایین در استان مازندران است. مضامین فراگیر دلایل ساختاری (با مضامین سازمان دهنده ی تأخیر در ازدواج و تغییرات در بعد خانواده)، دلایل کارکردی (با مضامین سازماندهنده کاهش نقش آموزشی خانواده و مشکلات نگهداری و مراقبت) و دلایل ایدهای-نگرشی ( با مضامین سازماندهنده تغییر باورهای مذهبی نسبت به فرزندآوری، فردگرایی، فرسایش سرمایه اجتماعی و اثرپذیری فرهنگ استان از فرهنگ تهران) از جمله دلایل مهم برای فرزندآوری پایین در این استان هستند. نتیجهگیری: این یافتهها نشاندهنده تأثیر ترکیبی دلایل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر کاهش فرزندآوری در مازندران است. سیاستگذاری منطقهای هدفمند، با تأکید بر مشوقهای اقتصادی و تقویت هویت محلی، میتواند این روند را معکوس کند.