یکی از مسائل اساسی در جوامع اسلامی، چگونگی تعامل میان توکل (که یکی از مسائل اعتقادی و کلامی است) و توصیه به کار است. برخی دیدگاهها، توکل را به معنای ترک تلاش و انتظار منفعلانه برای دریافت روزی الهی تلقی کردهاند، درحالیکه از دیدگاه دیگر، توکل نیرویی انگیزشی برای تلاش و فعالیت اقتصادی است. این پژوهش با هدف بررسی چگونگی سازگاری میان توکل و توصیه به کار در نهجالبلاغه انجامشده است. روش این پژوهش تحلیل محتوای کیفی است که در آن خطبهها، نامهها و حکمتهای نهجالبلاغه بررسیشدهاند. سؤال پژوهش این است که چگونه مفهوم توکل در نهجالبلاغه با توصیه به کار، تقدیر الهی و خودکفایی سازگار است؟ فرضیه پژوهش این است که امام علی (ع) توکل را نهتنها متضاد با تلاش نمیدانند، بلکه آن را محرکی برای کار و خودکفایی معرفی کردهاند. همچنین، مفهوم تقدیر الهی در نهجالبلاغه نه به معنای جبر، بلکه بهعنوان بستری برای تلاش هوشمندانه و استفاده از فرصتهای موجود تفسیر شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که امیرالمؤمنین (ع) در توصیههای خود، کار و تلاش اقتصادی را وظیفهای الهی دانسته و توکل را پشتوانهای برای استقامت در برابر دشواریها معرفی کردهاند. بررسی متون نهجالبلاغه نشان میدهد که تأکید امام علی (ع) بر تلاش و خودکفایی، مبتنی بر نظام معناییای است که در آن، توکل بهعنوان پشتوانهای برای افزایش انگیزه و استقامت در مسیر تلاش معرفیشده است. درنهایت، آموزههای امام علی (ع) الگویی کامل از تعامل میان تلاش انسانی، تقدیر الهی و توکل ارائه میدهند که موجب تحقق عدالت اجتماعی و استقلال اقتصادی در جامعه میشود.