1404/11/19
محمد جرفی

محمد جرفی

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: https://orcid.org/0000-0002-2510-3175
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی
اسکولار:
پست الکترونیکی: m-jorfi [at] araku.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
واکاوی گفتمان قدرت در رمان « واحه الغروب» بهاء طاهر بر اساس نظریه میشل فوکو
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده
کلیدواژه‌ها
گفتمان قدرت، میشل فوکو، بهاء طاهر، واحه الغروب
سال 1404
مجله مجله انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی
شناسه DOI
پژوهشگران خاتون لاری دشتی ، قاسم مختاری ، محمد جرفی ، محمود شهبازی

چکیده

مفهوم قدرت، همواره خشونت وسلطه را تداعی می‌کند. فوکو قدرت را از این دو مفهوم جدا می‌داند؛ از نظر میشل فوکو قدرت اگر چه در مفهوم منفی نیز کاربرد دارد؛ اما عمدتا مفهومی مثبت و مولّد است و وجه تولیدی آن موجب قوام و دوام تمدن جدید شده است. از نظر او، قدرت ماهیتی گفتمانی دارد و گفتمان از نگاه او لباسی از معناست که ما بر قامت پدیده‌ها می‌پوشانیم، حال آنکه پدیده‌ها خود فاقد معنای مُحصّل و مُتفق علیه هستند. وی این فهم گفتمانی از قدرت را، در تمام لایه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، خانوادگی و ... ساری و جاری می‌داند و تاکید می‌کند که تمامی روابط انسانی، محل بروز مناسبات قدرت است. مقاله حاضر که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، به نقد و تحلیل روابط قدرت در رمان واحه الغروب بهاء طاهر و نیز به بررسی پاره گفتمان‌هایی که قدرت و مقاومت ناشی از آن، از طریق آنها اعمال می‌شود، می‌پردازد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که پاره گفتمان‌های قدرت سیاسی، نهاد خانواده و خرافه باوری بیشترین حضور را در رمان دارد. بهاءطاهر در این رمان نشان می‌دهد همان گونه که فرهنگ‌های متفاوت جوامع غربی و شرقی، زندگی و ارتباطات گوناگونی را موجب می‌شوند، به همین میزان، روابط قدرت نیز متفاوت می‌گردد.