منطقه ماوراءالنهر که در گذشته بخشی از حوزه جغرافیایی و فرهنگی ایران بهشمار میرفت، از دوره صفویه به بعد بهواسطه استقرار ازبکان و خانات محلی، به کانونی از منازعات سیاسی و نظامی با ایران تبدیل شد. در عصر قاجار، روابط ایران با خانات بخارا و خوارزم بیش از پیش در قالب درگیریهای مرزی، یورشهای نظامی، غارت و اسارت شیعیان جلوهگر شد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مناسبات ایران و خانات ماوراءالنهر درآن عصر بیشتر بر پایه چه شیوههایی استوار بود؟ بررسی منابع تاریخی نشان میدهد که رویکرد قاجارها عمدتاً بر اقدامات مقطعی و بازدارنده اعم از لشکرکشیهای محدود و اعزام سفرا متمرکز بود و از پشتوانه نظامی و دیپلماسی منسجم برخوردار نبود. در مقابل، خانات منطقه با تکیهبر اختلافات مذهبی و منافع اقتصادی، سیاستی خصمانه در پیش گرفتند که به یورشهای مکرر به خراسان و ویرانی شهرهایی چون مرو انجامید. نتیجه این رویاروییها نشان میدهد که ضعف ساختاری دولت قاجار و ناتوانی در بهرهگیری مؤثر از ابزارهای سیاسی و نظامی، همراه با مداخلات روس و انگلیس، سرانجام به جدایی کامل این مناطق از ایران و الحاق اجباری آنها به قلمرو روسیه انجامید.