این پژوهش با تکیه بر نظریه «به رسمیتشناسی» اکسل هونت، داستان «مهمان کافر» در مثنوی مولوی را تحلیل میکند تا فرایند تحقیر و بازشناسی را در این حکایت عرفانی بررسی کند. پرسش اصلی این است: چگونه سه سطح کلیدی نظریه هونت- عشق، حقوق و همبستگی اجتماعی در این روایت، بحرانهای هویتی را بازتاب میدهند؟ و چگونه مداخله پیامبر(ص) بهعنوان نماد بازشناسی، گذار از «تحقیر سیستماتیک» به تکریم اخلاقی را ممکن میسازد؟ در این داستان، مهمان کافر با طرد عاطفی، نقض حقوق اولیه و انزوای اجتماعی روبهرو میشود. این تجربهها، که هویت او را تا آستانه فروپاشی میبرند، نمونهای از «تحقیر سیستماتیک» است؛ پدیدهای که در جوامع گوناگون، افراد را به دلیل تفاوتهای فرهنگی یا دینی از جمع جدا میکرد. اما پیامبر(ص) با اقداماتی حساب شده، این تحقیر را به تکریم بدل میکند. این مراحل، سه سطح نظریه هونت را به شکلی شگفتانگیز بازتاب میدهند. این تحلیل نهتنها ظرفیتهای نظریه هونت را در خوانش متون عرفانی ایران نشان میدهد، بلکه آشکار میکند که ادبیات کلاسیک فارسی چگونه مفاهیم مدرن فلسفی، مانند «مبارزه برای بازشناسی»، را در قالب روایتهای اخلاقی بیان کرده است. در پایان، پژوهش بر این نکته تأکید دارد که عدالت ترمیمی، ریشه در بهرسمیتشناسی چندلایه و رحمت دارد، نه در مجازات.