1404/11/19
حمیدرضا طلائی

حمیدرضا طلائی

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: https://orcid.org/0000-0002-2532-8702
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده علوم اداری و اقتصاد
اسکولار:
پست الکترونیکی: h-talaie [at] araku.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
شناسایی و رتبه‌بندی ویژگی‌های نگرش چابک در پیاده‌سازی موفق چابکی در صنعت مبلمان و دکوراسیون چوبی با استفاده از روش دلفی فازی و فوکام فازی
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده
کلیدواژه‌ها
تصمیم‌گیری چند معیاره چابکی صنعت چوب فوکام فازی دلفی فازی نگرش چابک
سال 1404
مجله تحقیقات علوم چوب و کاغذ ایران
شناسه DOI
پژوهشگران حمیدرضا طلائی ، شهاب بیات زاده

چکیده

سابقه و هدف: صنعت چوب ایران یکی از صنایع کلیدی با ظرفیت بالا در تولید محصولات مانند مبلمان و دکوراسیون داخلی است. باوجوداین، این صنعت با چالش‌هایی مانند ساختار سنتی، کمبود مهارت‌های مدرن و عدم بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال مواجه است که توانایی آن را برای رقابت در بازارهای داخلی و بین‌المللی محدود کرده است. نگرش چابک، به‌عنوان رویکردی راهبردی، می‌تواند با تقویت انعطاف‌پذیری، توانایی واکنش سریع و یادگیری مداوم، مشکلات موجود را برطرف کرده و زمینه‌ساز رشد پایدار شود. این پژوهش با هدف شناسایی و رتبه‌بندی ویژگی‌های نگرش چابک، تلاش دارد تا ابزارهای لازم برای پیاده‌سازی موفق چابکی در صنعت مبلمان و دکوراسیون چوبی ایران را معرفی و بومی‌سازی کند. اهمیت این موضوع در تقویت رقابت‌پذیری، کاهش هزینه‌ها و سازگاری با تغییرات محیطی و بازار نهفته است. مواد و روش: این پژوهش توصیفی-پیمایشی با رویکرد تحلیلی و نتایج کاربردی، از روش دلفی فازی و فوکام فازی برای شناسایی و وزن‌دهی عوامل نگرش چابک استفاده کرده است. در گام اول، با بررسی ادبیات و پژوهش‌های پیشین، 17 عامل اصلی شناسایی شد. این عوامل شامل ویژگی‌هایی مانند انعطاف‌پذیری، یادگیری مداوم، مدیریت شکست و بهبود مستمر بودند. سپس با استفاده از پرسش‌نامه دلفی فازی که به 10 خبره صنعت مبلمان و دکوراسیون چوبی ارائه شد، عوامل تأیید و اولویت‌بندی شدند. در فرایند دلفی فازی، از عبارات زبانی و اعداد فازی مثلثی برای تحلیل داده‌ها استفاده شد و پس از دو مرحله، 12 عامل تأیید نهایی شدند. در مرحله بعد، از روش فوکام فازی برای وزن‌دهی به این عوامل بهره گرفته شد. این روش با استفاده از مقایسه‌های زوجی فازی و تحلیل محدودیت‌های تعریف‌شده در مدل، وزن نهایی عوامل را محاسبه کرد. تمامی محاسبات با استفاده از نرم‌افزار LINGO 18 انجام شد. نتایج: انعطاف‌پذیری با وزن 5/33% به‌عنوان مهمترین معیار شناخته شد. این معیار شامل زیرشاخص‌هایی مانند داشتن ذهن باز، اطلاعات کافی و انطباق با تغییرات است که نقش حیاتی در واکنش سریع به تغییرات محیطی ایفا می‌کنند. مدیریت شکست با وزن 8/32% نیز از عوامل برجسته بود و شامل مؤلفه‌هایی مانند پذیرا بودن شکست و پذیرش انتقادات سازنده است که به بهبود یادگیری از تجربیات گذشته کمک می‌کند. یادگیری مهارت‌های جدید (2/18%) با تمرکز بر آموزش‌های ضمن خدمت، زیرساخت‌های دیجیتال و مهارت‌آموزی، به تقویت قابلیت‌های کارکنان و سازمان منجر می‌شود. بهبود مستمر (6/15%)، شامل مدیریت زمان، تقویت مسئولیت‌پذیری و ایجاد فضای اعتماد، به افزایش بهره‌وری و کیفیت فرایندهای سازمانی کمک می‌کند. تحلیل داده‌ها نشان داد که انعطاف‌پذیری و مدیریت شکست، به‌ویژه در محیط‌های پویای صنعتی مانند صنعت چوب، نقش مهمتری در موفقیت سازمان ایفا می‌کنند. به‌علاوه، آموزش کارکنان و تقویت فرهنگ یادگیری مستمر، ابزارهایی مؤثر برای انطباق با تحولات سریع فناوری و بازار هستند. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که تقویت نگرش چابک، شامل انعطاف‌پذیری، یادگیری مداوم و مدیریت شکست، می‌تواند چابکی صنعت چوب ایران را افزایش داده و رقابت‌پذیری آن را در بازارهای داخلی و بین‌المللی بهبود ببخشد. این نتایج بر اهمیت سرمایه‌گذاری در آموزش کارکنان، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال و ترویج فرهنگ پذیرش شکست تأکید دارد. همچنین، اجرای این رویکردها می‌تواند به بهبود عملکرد سازمانی، افزایش پایداری و تسریع تحول این صنعت کمک کند و مسیر رشد پایدار را برای آن هموار کند.