فساد، بهعنوان یکی از چالشهای مهم در بسیاری از محصولات دنیای واقعی باگذشت زمان رخ میدهد و نادیدهگرفتن آن موجب افزایش هزینهها و اختلال در تصمیمگیریهای موجودی میشود. برای مقابله بااین چالش، دراین پژوهش یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط برای یک زنجیرهتأمین سهسطحی شامل تأمینکنندگان، انبارهای متقاطع و مشتریان، با درنظر گرفتن شرایط عدم قطعیت ارائه شده است. مدل پیشنهادی چندمحصولی بوده و دارای دو تابع هدف است: اول، کمینهسازی هزینههای حملونقل، مکانیابی و مسیریابی، و دوم، حداقلسازی مجموع زمان تحویل. باتوجهبه نقش فزاینده اینترنت اشیاء در لجستیک، فرض شده است که محصولات و وسایل نقلیه مجهزبه سیستمهای RFID هستند تا دما و زمان ماندگاری اقلام فسادپذیر درهر مرحله کنترل شده و اطمینان لازم از ایمنی نگهداری و ارسال برای تولیدکنندگان و مشتریان فراهم گردد. بهمنظور حل مدل، از روش ترابی-هسینی جهت تکهدفهسازی و از رویکرد بهینهسازی استوار مولوی جهت مواجهه با عدم قطعیت استفاده شده است. درنهایت، تحلیل حساسیت روی پارامترها انجام و نتایج مدل قطعی و استوار مقایسه شدهاند. نتایج نشان میدهد که اگرچه استفاده از RFID در مدل قطعی زمان تحویل را کاهش میدهد، اما در مدل استوار با افزایش هزینه و زمان همراه است. بااینحال، مدل استوار دارای انعطافپذیری بالاتری در شرایط عدم قطعیت بوده و بهویژه برای زنجیرههای تأمین محصولات حساس به زمان، باوجود هزینه بالاتر، توصیه میشود. علاوهبراین، این مدل میتواند در شرایط واقعی بهعنوان ابزاری کارآمد بهکار رود چراکه مشکلات معمول مدلهای غیرقطعی، نظیر غیرقابل قبول بودن یا عدم بهینگی را ندارد.