چکیده در باره جایگاه سنت نبوی، «یُنبُل» معتقداست سنت نبوی خاستگاه وحیانی نداشته ولی فیصله بخش مشکلات بوده است.این نوشتار در صدد بررسی چهارادعای «یُنبُل» است: الف) فقدان خاستگاه وحیانی سنت.ب)مشکلات و فیصله بخشی سنت نبوی سنت.ج)هم عرضی سنت نبوی با قرآن. د)اصل بودن سنت نبوی و فرع شدن قرآن. نویسنده با کاربست روش توصیفی –تحلیلی به این نتیجه رسید که سنت نبوی خاستگاه وحیانی ندارد ولی با این تفاوت که پیامبر(ص) در رهبری مردم از سوی خداوند اختیاراتی به او تفویض شده که طبق آن، دستوراتی داده است.تصور ینبل ازفیصله بخشی سنت پیامبر(ص) صحیح نیست ؛زیرا حجیت سنت نبوی ایده ای است که در سال های پس از رحلت پیامبر(ص) شکل گرفته است. مستند ینبل در هم عرض بودن سنت با قرآن ، خبر واحدی است که به معصوم و صحابه منتسب نیست بلکه اساس آن ایده واجتهاد یکی از تابعین است.بنا بر این نمی توان از یک موردجزئی نتیجه کلی استنباط کرد . اصل بودن سنت و فرع بودن قرآن نیز دیدگاه برخی است و نمی توان آن را به همه مسلمانان نسبت داد و مثل ادعای پیشین نمی توان با یک خبر واحد آن را اثبات کرد.