1405/03/16
تورج سپهوند

تورج سپهوند

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید: https://orcid.org/0000-0002-3914-7048
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی
اسکولار:
پست الکترونیکی: t-sepahvand [at] araku.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
اختلالات روانپزشکی در زوجین متقاضی طلاق دارای خشونت زناشویی: تحلیلی بر مبنای هوش معنوی
نوع پژوهش
پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
کلیدواژه‌ها
اختلالات روانپزشکی، خشونت زناشویی، طلاق، هوش معنوی
سال 1404
پژوهشگران تورج سپهوند(استاد راهنما)، راحله پاپی(دانشجو)

چکیده

ازدواج به عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی، نقش بنیادینی در سلامت روانی و اجتماعی افراد ایفا می‌کند؛ با این حال، خشونت زناشویی و طلاق به عنوان پدیده‌های آسیب‌زا، تبعات منفی گسترده‌ای بر زوجین و خانواده‌ها به همراه دارند. این پژوهش با هدف بررسی اختلالات روان‌پزشکی در زوجین متقاضی طلاق دارای خشونت زناشویی، بر مبنای سطوح هوش معنوی آنها انجام شد. روش پژوهش علی-مقایسه‌ای بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین متقاضی طلاق دارای خشونت زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره تحت نظارت بهزیستی و همکاری کننده با دادگستری و پزشکی شهرستان دورود در نیمه اول سال 1404 بود. با توجه به محدودیت‌های دسترسی به جامعه آماری، از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد. بر این اساس، از میان مراجعه‌کنندگان به این مراکز، 60 نفر که ملاک‌های ورود و خروج به نمونه را داشتند انتخاب و پرسشنامه‌های پژوهش در مورد آنها اجرا شد. این زوجین باید متقاضی طلاق بوده و در سابقه آن‌ها خشونت زناشویی بر اساس گزارشات پرونده و مرجع تشخیصی وجود می‌داشت. سپس با استفاده از پرسشنامه استاندارد هوش معنوی کینگ، نمونه‌ها به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول شامل زوجین با هوش معنوی بالا (28 نفر) و گروه دوم مشتمل بر زوجین با هوش معنوی پایین (32 نفر) بود. حجم نمونه بر مبنای ملاحظات عملی پژوهش و دسترسی به جامعه آماری تعیین گردید و تقسیم‌بندی گروه‌ها نیز بر اساس نمره برش پرسشنامه هوش معنوی صورت پذیرفت. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه علائم روانی (SCL-90-R) برای سنجش اختلالات روان‌پزشکی، پرسشنامه خشونت زناشویی علی‌پور برای ارزیابی خشونت زناشویی، و پرسشنامه هوش معنوی کینگ (24 گویه) برای سنجش هوش معنوی بود. داده‌ها با استفاده آزمون مانووا و آزمون تی برای مقایسه دو گروه مستقل در نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که ترکیب خطی اختلالات روان‌پزشکی بین دو گروه دارای هوش معنوی بالا و پایین تفاوت معناداری را نشان نداد، اما در خرده‌مقیاس‌های پرخاشگری، هراس و روان‌پریشی تفاوت معنادار داشتند، به گونه ای که گروه دارای هوش معنوی پایین شدت بیشتری از این اختلالات را نشان دادند. در سایر اختلالات تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت. فرضیه کلی رد شد اما برخی فرضیه های جزئی تأیید شدند، که نشان‌دهنده نقش هوش معنوی در میزان علائم روانپزشکی است. در نتیجه، توجه به هوش معنوی در مداخلات مشاوره‌ای، برنامه‌های پیشگیری قضایی و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی دارای اهمیت است. پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی و پیشگیرانه اجتماعی فرهنگی مبتنی بر روانشناسی مثبت‌گرا با تاکید بر تقویت هوش معنوی برای زوجین مستعدطلاق و خشونت اجرا شود تا ضمن کاهش نرخ طلاق و خشونت، سلامت روان خانواده‌ها بهبود یابد.