1405/03/16
تورج سپهوند

تورج سپهوند

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید: https://orcid.org/0000-0002-3914-7048
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی
اسکولار:
پست الکترونیکی: t-sepahvand [at] araku.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
وضعیت شناختی و هیجانی مددجویان تحت درمان با متادون و بوپرنورفین زندان‌های استان مرکزی: مقایسه‌ای بر مبنای درک خطر، خشم و دشواری‌های تنظیم هیجان
نوع پژوهش
پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
کلیدواژه‌ها
اختلال مصرف مواد، درک خطر، خشم، دشواری‌های تنظیم هیجان
سال 1404
پژوهشگران تورج سپهوند(استاد راهنما)، مهدیه شفیعی تبار(استاد مشاور)، بهاره صالحی نظام آبادی(دانشجو)

چکیده

اختلالات مصرف مواد یکی از معضلات جدی جهانی به شمار می‌رود که پیامدهای گسترده‌ای بر ابعاد مختلف زندگی افراد، به ویژه در زندانیان، در حوزه‌های شناختی و هیجانی دارد. این پژوهش با هدف مقایسه درک خطر، خشم و دشواری‌های تنظیم هیجان مددجویان تحت درمان با متادون و بوپرنورفین زندان‌های استان مرکزی انجام شد. طرح پژوهش از نوع علی-مقایسه‌ای و در قالب پژوهش‌های پس‌رویدادی بود. جامعه آماری شامل کلیه زندانیان مرد تحت درمان با متادون و بوپرنورفین در زندان‌های استان مرکزی در سال 1402-1403 بود که از میان آن‌ها، 40 نفر از گروه تحت درمان با متادون و 50 نفر از گروه تحت درمان با بوپرنورفین به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل مقیاس ادراک خطر بنتین (1993)، مقیاس خشم نواکو (1994) و پرسشنامه دشواری‌های تنظیم هیجان گراتز و رومر (2004) بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون‌های تحلیل واریانس چند‌متغیری و تک‌متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین درک خطر، خشم و دشواری‌های تنظیم هیجان مددجویان تحت درمان با متادون و بوپرنورفین زندان‌های استان مرکزی تفاوت معناداری وجود دارد (0.05>P). به‌گونه‌ای که درک خطر مددجویان تحت درمان با متادون از مددجویان تحت درمان با بوپرنورفین بیشتر بود (0.05>P). همچنین، میزان خشم و دشواری‌های تنظیم هیجان مددجویان تحت درمان با متادون نیز از مددجویان تحت درمان با بوپرنورفین بالاتر بود (0.05>P). به‌طور کلی، این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که درک خطر بیشتر لزوماً با توانایی تنظیم هیجان همراه نیست. افراد تحت درمان با متادون ضمن داشتن درک خطر بیشتر، مشکلات بیشتری نیز در خشم و تنظیم هیجان نسبت به افراد تحت درمان با بوپرنورفین دارند. ممکن است درک خطر در این گروه از افراد زمینه بیشتری برای تجربه هیجانات منفی آن‌ها نسبت به افراد تحت درمان با بوپرنورفین فراهم کند. احتمالا درمان با متادون، بیشتر در بهبود درک خطر نقش دارد، هرچند که لزوماً به کاهش هیجانات منفی منجر نمی‌شود. در مقابل، درمان با بوپرنورفین اگرچه در بهبود درک خطر نقش کمتری دارد، اما در کاهش هیجانات منفی از جمله خشم نقش بیشتری دارد.