1405/03/16
تورج سپهوند

تورج سپهوند

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید: https://orcid.org/0000-0002-3914-7048
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی
اسکولار:
پست الکترونیکی: t-sepahvand [at] araku.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
نقش ذهنیت‌های طرحواره‌ای و درک خطر در میزان انحراف روانی اجتماعی افراد سنین گذار از نوجوانی به جوانی (پیدایش بزرگسالی)
نوع پژوهش
پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
کلیدواژه‌ها
ذهنیت‌های طرحواره‌ای، درک خطر، انحراف روانی اجتماعی، گذار از نوجوانی به جوانی، پیدایش بزرگسالی
سال 1404
پژوهشگران تورج سپهوند(استاد راهنما)، شهرزاد رمضانپور(دانشجو)

چکیده

دوره گذار از نوجوانی به جوانی (پیدایش بزرگسالی)، مرحله‌ای حساس و طولانی در چرخه زندگی مدرن است که با چالش‌های متعدد روانی-اجتماعی همراه است. افراد در این بازه سنی (تقریباً 18 تا 25 سالگی) اغلب با ناتوانی در پذیرش نقش‌های بزرگسالی سنتی، سردرگمی‌های هویتی، و آسیب‌پذیری در برابر رفتارهای پرخطر مواجه‌اند. بروز انحرافاتی چون سوءمصرف مواد، مشکلات در روابط خانوادگی، تعارض با مراجع قانونی، پرخاشگری و بیگانگی با خود و جامعه، به‌عنوان مصادیق انحراف روانی اجتماعی در این دوره مشاهده می‌شود. هدف از این پژوهش، پیش‌بینی میزان انحراف روانی اجتماعی در افراد سنین گذار از نوجوانی به جوانی بر مبنای ذهنیت‌های طرحواره‌ای و درک خطر تعریف شد. این پژوهش از نوع همبستگی و مطالعه پیش‌بینی به‌ شمار می‌آید. جامعه پژوهش شامل تمامی افراد 18 تا 25 سال شهر اراک بود که از میان آن‌ها، به روش نمونه‌گیری در دسترس، 290 نفر به عنوان حجم اولیه انتخاب شدند که پس از حذف پرسشنامه‌های ناقص و دارای نقاط پرت، 250 نفر به عنوان نمونه نهایی وارد تحلیل آماری شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه ذهنیت‌های طرحواره‌ای یانگ و همکاران (2007)، مقیاس ادراک خطر بنتن (1993) و خرده‌مقیاس انحراف روانی اجتماعی آزمون MMPI-2 ، جمع‌آوری و با روش رگرسیون چند متغیره تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که ذهنیت‌های طرحواره‌ای و درک خطر در پیش‌بینی انحراف روانی اجتماعی در افراد این دوره سنی نقش دارند. این یافته‌ها، مجموعه‌ای از پیش‌بینی‌کننده‌های معنادار را شناسایی کردند که شامل ذهنیت‌های کودک آسیب‌پذیر، کودک عصبانی، کودک تکانشی، کودک غضبناک، کودک بی‌انضباط، ذهنیت‌های مقابله‌ای ناسازگار (خود آرام‌بخش بی‌تفاوت و محافظ بی‌تفاوت) و همچنین ذهنیت‌های سالم (کودک شاد و بزرگسال سالم) می‌شوند. لازم به ذکر است که جهت روابط پیش‌بینی‌کنندگی، بسته به مدل‌های رگرسیونی و متغیرهای وابسته (انحراف روانی اجتماعی و پنج بعد آن)، متفاوت بوده و در برخی موارد مستقیم و در موارد دیگر معکوس گزارش شده است. این نتایج به طور کلی حاکی از پیچیدگی روابط بین ذهنیت‌های طرحواره‌ای، درک خطر و انحراف روانی اجتماعی است. اگرچه درک خطر در مدل کلی رگرسیون به‌تنهایی معنادار نشد، اما در تحلیل جداگانه، رابطه معکوس و معناداری با انحراف روانی اجتماعی نشان داد. در نتیجه می‌توان گفت ذهنیت‌های طرحواره‌ای و درک‌خطر در تبیین و پیش‌بینی انحرافات روانی اجتماعی در دوره حساس گذار از نوجوانی به جوانی نقش دارند.