هدف: هدف پژوهش، ارائه یک مدل ساختاری – تفسیری به منظور ارتقای اعتبار شغلی حرفۀ معلمی بود. روش: روش پژوهش، مطالعه موردی از نوع مدلسازی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، خبرگان حوزۀ علوم تربیتی و علوم اجتماعی و مدیران آموزش و پرورش استان مازندران در سال 1402 بودند که 31 نفر از بین آنها بهعنوان نمونه و بهشیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابتدا با بررسی ادبیات پژوهش، عوامل مؤثر بر اعتبار حرفۀ معلمی، استخراج و براساس نظر خبرگان 9 عامل بهعنوان عوامل نهایی شناسایی شدند، سپس بهمنظور مشخصکردن تأثیر علت و معلولی عوامل مستخرج، از پرسشنامۀ محقق-ساختهای که بر اساس مدلسازی ساختاری تفسیری طراحی شده بود، استفاده گردید. بهمنظور تحلیل داده ها رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری و ارائه مدل عوامل مؤثر بر اعتبار شغلی حرفۀ معلمی از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری و نرم افزار Micmac استفاده شد. یافته ها: یافتههای پژوهش نشان دادند از بین این 9 عامل شناساییشده، دو عامل حقوق و مزایای شغلی و جایگاه اجتماعی حرفۀ معلمی در جامعه به عنوان زیربناییترین عوامل در سطح سوم مدل قرار گرفتند. همچنین اعتبار و مقبولیت سازمانی و کنشگری اجتماعی- فرهنگی معلمان در جامعه به عنوان دو عامل زیربنایی دیگر در سطح دوم قرار گرفتند که بر چهار عامل میزان تخصصیبودن حرفۀ معلمی، میزان اعتماد اجتماعی شهروندان به معلم، وجهه و اعتبار شغل معلمی، مشارکت در سیاستگذاری و تدوین برنامههای آموزشی، امکانات و فرصتهای رشد و ارتقاء حرفهای تأثیر میگذارند. همچنین خروجی مدل Micmac نشان میدهد که همۀ عاملهای اعتبار شغلی بر همدیگر کنش و واکنش بالایی دارند. نتیجه گیری: از آنجایی که دو عامل حقوق و مزایا به عنوان زیربنایی ترین عامل اعتبار شغلی تأیید شد، سیاست گذارن نظام آموزشی با بهبود معیشت و حقوق و مزایای حرفۀ تدریس می توانند اعتبار شغلی حرفۀ معلمی را بهبود بخشند.