اهداف: شناخت چالشهای پیشروی آموزش عالی نقش مهمی در برنامهریزی و مدیریت آموزش عالی ایفا میکند بر همین اساس پژوهش حاضر باهدف مدلسازی ساختاری تفسیری نظام مسائل آموزش عالی ایران انجام شد. روش مطالعه: روش پژوهش، مطالعه موردی از نوع مدلسازی بود. جامعهی آماری پژوهش، خبرگان آشنا به حوزه آموزش عالی و مدیران آموزش عالی بودند که بهصورت نمونهگیری هدفمند 21 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل اسناد و پرسشنامه خودتعاملی ساختاری تفسیری بود و برای تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری و نرمافزار میک مک استفاده شد. یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که 10 عامل شامل استقلال دانشگاهی و آزادی آکادمیک، ارتباط با صنعت و جامعه، برنامهریزی مشارکتی و مبتنی بر گفتوگو با ذینفعان، تأمین مالی، رهبریتحولخواه و انعطافپذیر، تضمین کیفیت آموزش و پژوهش، چالش زیستمحیطی، بینالمللی شدن، یادگیری مادامالعمر، تودهای شدن آموزش عالی بهعنوان اصلیترین مسائل در آموزش عالی ایران هستند. تحلیل داده های مربوط به سطح بندی نشان داد که در بین این مسائل، استقلال دانشگاهی و آزادی آکادمیک، تودهای شدن آموزش عالی، رهبری تحولخواه و انعطافپذیر بهعنوان زیربناییترین مسائل آموزش عالی، مسائل دیگر را تحت تأثیر قرار میدهند. علاوه بر این، خروجی نرم افزار میک مک نشان میدهد که مسئله ارتباط با صنعت و جامعه، بینالمللی شدن و تأمین مالی بهعنوان متغیرهای پیونددهنده دارای بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین قدرت وابستگی دارای بالاترین تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بر متغیرهای دیگر هستند. نتیجهگیری: از آنجایی که زیربنایی ترین مسائل آموزش عالی مربوط به شاخص هایی همچون آزادی آکادمیک و توده ای شدن است که خارج از اراده دانشگاه هاست، تصمیم گیری برای بهبود وضعیت آموزش عالی باید با هماهنگی نهادهای ملی و فرادانشگاهی همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گیرد تا بتواند جهت گیری های کلی آموزش عالی را تحت تاثیر قرار دهد.