قدمه: نوجوانی به عنوان یک دورهی بحرانی رشد مطرح شده که با گذارهای ناگهانی عاطفی و همچنین تغییرات جسمی و روانی همراه است. بویژه نوجوانان دختر مشغول به تحصیل در رشتههای کار و دانش که نسبت به مشکلات تحصیلی و اجتماعی، ناخوشایندیهای هیجانی بیشتری را تجربه میکنند، میتوانند مستعد گرایش به مصرف مواد و آسیبرسانی به خود باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر بر گرایش به مصرف مواد و آسیبرسانی به خود در نوجوانان دختر: نقش تعدیلکنندگی تنظیم هیجان مادر بود. روششناسی پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پس آزمون چندگروهی، گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعهی آماری پژوهش شامل دانشآموزان دختر پایهی دهم و یازدهم شاخهی کار و دانش هنرستانهای شهر اراک و مادران آنها در سال 1403 بود. حجم نمونه در دو گروه آزمایش شامل گروه آزمایش اول (26 دانشآموز دختر و 26 مادر) و گروه آزمایش دوم (25 دانشآموز دختر) و یک گروه کنترل (26 دانشآموز دختر و 26 مادر) در نظر گرفته شد که به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS)، پرسشنامهی گرایش به اعتیاد (TAQ) و سیاههی آسیب به خود (SHI) بود. مداخلهی گروه نوجوانان دختر شامل 12 جلسهی 60 دقیقهای و گروه مادران شامل 5 جلسهی 90 دقیقهای بود. برای تحلیل دادهها از تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافتهها: نتایج بیانگر اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر بر گرایش به مصرف مواد و آسیبرسانی به خود در نوجوانان دختر و معناداری نقش تعدیلکنندهی تنظیم هیجان مادران بود (05/0>P). نتیجهگیری: مشاوران و روانشناسان میتوانند از درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر جهت بهبود گرایش به مصرف مواد و آسیبرسانی به خود نوجوانان دختر استفاده نمایند و در کنار آن والدین را نیز مورد آموزش و مداخله قرار دهند. کلیدواژهها