در دهههای اخیر، برنامه «فلسفه برای کودکان» بهعنوان یک راهبرد پرسشمحور و گفتوگومحور، توانسته بهطور معناداری مهارتهای تفکر انتقادی، خلاق، همکارانه و استدلالی دانشآموزان دوره ابتدایی را تقویت کند از این رو پژوهش حاضر با هدف غنی سازی فناوری هوش مصنوعی در برنامه فلسفه برای کودکان و بررسی تاثیر آن بر مهارتهای شناختی و استدلالی دانشآموزان دوره ابتدایی انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان پایه ششم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 04-1403 بود که 34 نفر از آنان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (17 نفر) و کنترل (17 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه آموزش برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر قابلیتهای هوش مصنوعی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل آموزش متداول را گذراند. ابزار گردآوری دادهها شامل مقیاس استدلال تامسون (2005) و پرسشنامه استاندارد مهارتهای شناختی نجاتی (1392) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری بررسی شد. یافتهها نشان داد بین میانگین نمرات دو گروه در مهارتهای شناختی و استدلالی تفاوت معناداری در مرحله پسآزمون وجود دارد (P<0.05). بنابراین، اجرای برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند بهطور معناداری موجب ارتقای مهارتهای شناختی و استدلالی دانشآموزان شود.