صنعت شکر بهعنوان یکی از صنایع مهم کشاورزی و غذایی، در سالهای اخیر با چالشهای متعددی در زمینه پایداری شرکتی مواجه شده است. با وجود پیشرفتهای محدود در بهرهوری تولید، تنوع محصولات و کاهش نسبی برخی اثرات زیستمحیطی، این صنعت همچنان با پایداری شکننده و اینرسی تولیدی روبهروست. ارزیابی پایداری در صنعت شکر به دلیل ماهیت چندبعدی آن، شامل شاخصهای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی، تنوع معیارهای کمی و کیفی و نبود استانداردهای یکپارچه برای مقایسه عملکرد شرکتها، فرایندی پیچیده محسوب میشود. دستیابی به پایداری شرکتی در این صنعت مستلزم افزایش بهرهوری نیشکر بدون گسترش سطح زیر کشت، کاهش اثرات زیستمحیطی، مدیریت بهینه منابع آب و انرژی و ایجاد هماهنگی مؤثر میان سیاستهای عمومی، ذینفعان و بازارها است. هدف این پژوهش، بررسی چارچوبها و شاخصهای پایداری، محدودیتها و اثرات صنعت شکر در مسیر حرکت بهسوی پایداری شرکتی میباشد. نتایج مطالعه نشان میدهد که اتخاذ رویکردی جامع مبتنی بر مدیریت منابع، کاهش پیامدهای زیستمحیطی، تقویت مسئولیتهای اجتماعی و بهبود عملکرد اقتصادی میتواند نقش مهمی در ارتقای پایداری بلندمدت شرکتهای فعال در صنعت شکر ایفا کند.