اکسپوهای جهانی در دهههای اخیر از قالب رویدادهای صرفاً نمایشگاهی فراتر رفته و به رسانههایی فضایی برای بازنمایی هویت ملی و ترسیم چشماندازهای فرهنگی، اقتصادی و فناورانه کشورها تبدیل شدهاند. در این میان، پاویونهای ملی از طریق معماری، چیدمان فضا، اشیا، روایتهای دیداری و فناوریهای تعاملی، همچون متنی چندلایه عمل میکنند که به تولید معنا و شکلدهی تصویر یک ملت در سطح بینالمللی میپردازد. با این حال، نحوه سازماندهی این عناصر میتواند به تقویت روایتهای آیندهنگر یا، برعکس، تثبیت خوانشهای گذشتهمحور منجر شود. بر این اساس، پژوهش حاضر با تمرکز بر پاویون ایران در اکسپو 2020 دبی در پی پاسخ به این پرسش است که: پاویون ایران از طریق چه نشانههای بصری و فضایی هویت ملی را بازنمایی میکند و این بازنمایی چگونه به غیاب روایت آیندهنگر میانجامد؟ این مطالعه با رویکردی کیفی و به شویه توصیفی- تحلیلی مبتنی بر تحلیل نشانهشناختی فضا، اسلوگان رسمی، سازمان فضایی، مصنوعات فرهنگی و نحوه بهکارگیری فناوریهای دیجیتال را بهمثابه اجزای یک نظام رسانهای بررسی کرده است. یافتهها نشان میدهد که غلبه نشانههای میراثی و صنایعدستی و صورتبندی موزهای اشیا، گذشته تاریخی را به دال مسلط بازنمایی تبدیل کرده است. در مقابل، کاربست محدود فناوری و تقلیل آن به نمایشگرهای اطلاعرسان، مانع از شکلگیری تجربههای تعاملی و آیندهمحور شده و امکان ادراک زیسته از چشماندازهای نوآوری را تضعیف کرده است. پیامد این وضعیت، شکلگیری شکافی معنادار میان ادعای مفهومی شعار «پیوند ذهنها، خلق آینده» و تجسد فضایی پاویون است؛ بهگونهای که آینده در سطح گفتار باقی مانده و در تجربه مخاطب تحقق نمییابد. نتایج پژوهش نشان میدهد که بازنمایی مؤثر هویت ملی در اکسپو مستلزم پیوندی فعال میان میراث تاریخی و روایتهای فناورانه و تجربهمحور است؛ پیوندی که تاریخ را به پشتوانهای برای تخیل آینده بدل سازد، نه مقصد نهایی نمایش.