این پژوهش به بررسی تأثیر کیفیت حکمرانی بر شاخص ترکیبی اقتصاد سلامت در کشورهای خاورمیانه طی دوره 2015 تا 2023 میپردازد. هدف اصلی مطالعه، تحلیل رابطه میان حکمرانی خوب و عملکرد نظام سلامت با بهرهگیری از رویکرد دادههای تابلویی و ارائه راهکارهایی برای ارتقای توسعه انسانی و اجتماعی در منطقه است. در این تحقیق، شاخص ترکیبی حکمرانی خوب بر اساس دادههای بانک جهانی (WGI) و شاخص ترکیبی سلامت بر پایه دادههای سازمان جهانی بهداشت (WHO) و سایر منابع معتبر ساخته شده است. روشهای اقتصادسنجی شامل مدلهای دادههای پنل OLS تجمیعی، اثرات ثابت و تصادفی، آزمونهای تشخیصی (هاوسمن، پسران CD، ریشه واحد LLC/IPS و همانباشتگی پدرونی) و در نهایت مدل پویای GMM (آرلانو-باند) برای کنترل درونزایی و پویاییها بهکار گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که کیفیت حکمرانی تأثیر مثبت و معناداری بر شاخص اقتصاد سلامت دارد؛ بهگونهای که بهبود یک واحد در شاخص حکمرانی خوب، به طور متوسط باعث افزایش قابل توجهی در شاخص سلامت میشود. همچنین نتایج آزمون همانباشتگی بیانگر وجود یک رابطه بلندمدت پایدار میان حکمرانی و سلامت است. در عین حال، تحلیلهای پویای GMM نشان داد که سلامت سالهای گذشته نیز نقش معناداری در تعیین وضعیت فعلی سلامت دارد و بنابراین پایداری سیاستهای سلامت اهمیت ویژهای دارد. بر اساس نتایج، کشورهای دارای حکمرانی بهتر (مانند امارات و قطر) توانستهاند کارآمدتر منابع محدود خود را تخصیص دهند و سطح بالاتری از شاخصهای سلامت را تجربه کنند، در حالی که کشورهایی با ضعف در حکمرانی (مانند یمن و سوریه) با بحرانهای سلامت و ناتوانی در مدیریت کارآمد منابع مواجهاند. این یافتهها نشان میدهد که اصلاحات نهادی و بهبود کیفیت حکمرانی میتواند حتی بدون افزایش چشمگیر مخارج سلامت، منجر به ارتقای عدالت، بهرهوری و پایداری در نظام سلامت شود. این پژوهش با پر کردن بخشی از شکاف ادبیات در زمینه ارتباط حکمرانی و سلامت در خاورمیانه، میتواند به عنوان مبنایی برای تدوین برنامههای استراتژیک توسعه و سیاستگذاری سلامت در کشورهای منطقه مورد استفاده قرار گیرد. توصیه میشود دولتها ضمن تقویت شفافیت، پاسخگویی و کنترل فساد، برنامههای میانمدت و بلندمدتی برای تقویت حکمرانی و ارتقای شاخصهای سلامت طراحی کنند تا مسیر توسعه پایدار در منطقه هموار گردد.