در زندگی روزمره اشیاء و امورات، بهمرورزمان عادی میشوند و آشناییزدایی، راهی به ایجاد تغییر میگشاید. مسئلۀ این پژوهش این است که آشناییزدایی در تغییر ماهیتی پوشاک به لباس، مُد و مُد پایدار چه نقشی دارد و هدف پژوهش، روشن کردن شگردهای آشناییزدایی در صنعت پوشاک، لباس و مد است. روش این پژوهش از باب اهداف، توسعهای- کاربردی است. دادهها به روش اسنادی- کتابخانهای گردآوریشده و به روش توصیفی- تحلیلی بررسیشدهاند. در حوزه پوشاک، لباس و مد، آشناییزدایی در سه سطح نمود پیدا میکند. در لایه اول از سطح اول یعنی سطح زبانی، از پوشاک آشناییزدایی شده و لباس ظهور مییابد. در لایه دوم؛ از اصول و قواعد طراحی لباس که به امور آشنا تبدیلشدهاند آشناییزدایی شده و طرحهای آوانگارد لباس ایجاد میشوند. در لایه سوم؛ از بعد هنری لباس آشناییزدایی شده و لباس با سایر علوم پیوند میخورد. در سطح مفهومی، تفاوت مُد با لباس روشن میشود. در سطح سوم از نظریهها، قراردادها و اصول مُد که برای مردم تمام فرهنگها با طبقات اجتماعی مختلف، کاملاً عادی است، آشناییزدایی شده و بهاینترتیب جنبش مُد پایدار ظهور مییابد. رهیافت این پژوهش نشان میدهد که در سطوح مختلف آشناییزدایی، ارزشهای متفاوتی شکل میگیرند. در سطح اول، ارزش دانش باعث تفاوت لباس از پوشاک میشود؛ در سطح دوم، ارزش اجتماعی دلیل شکلگیری مد است و در سطح سوم، ارزش اخلاقی اهمیت پیدا میکند. آشناییزدایی مبتنی است بر «خلاقیت» و هدف از آن، ایجاد یک «ارزش» جدید است. ارزشها مبنای تمایز بنیادین پوشاک، لباس، مد و مد پایدار هستند.