1405/03/16
مجید منصوری

مجید منصوری

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید: 0000-0003-1025-7013
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی
اسکولار:
پست الکترونیکی: m-mansoori [at] araku.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
تحلیل محتوای کیفی کتاب های فارسی دوره ی ابتدایی با توجه به عناصر آموزش چند فرهنگی:یک مطالعه نشانه شناسانه
نوع پژوهش
پایان نامه های تقاضا محور و غیر تقاضا محور
کلیدواژه‌ها
آموزش چند فرهنگی، تحلیل محتوا، کتاب فارسی، دوره ابتدایی، نشانه‌ شناسانه
سال 1404
پژوهشگران سعید شاه حسینی(استاد راهنما)، مجید منصوری(استاد مشاور)، راحله ممتاززاده(دانشجو)

چکیده

هدف پژوهش حاضر، تحلیل کیفی محتوای کتاب‌های فارسی دوره ابتدایی با تأکید بر عناصر آموزش چند فرهنگی در قالب مطالعه‌ نشانه‌ شناسانه و با رویکرد نشانه‌ شناسی کرس و ون‌ لیوون و بر اساس سه محور بازنمودی، تعاملی و ترکیبی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه تصاویر کتاب‌ های فارسی دوره ابتدایی سال تحصیلی 1403–1402 بود که معادل با نمونه آماری در نظر گرفته شد. ابزار جمع آوری داده‌ها، مجموعه‌ ای از تصاویر مرتبط با مؤلفه‌ های چند فرهنگی در این کتاب‌ ها بودند. مقوله‌های مورد تحلیل شامل قومیت‌ها، مذاهب، آداب و رسوم، پوشش، زبان، مشاهیر، نمادها و اسطوره‌های فرهنگی و ملی، میراث فرهنگی، مشاغل و کلیشه‌های جنسیتی بودند.یافته‌ها نشان دادند که بازنمایی قومیت‌ ها در تصاویر کتاب‌های فارسی محدود و گزینشی است. تمرکز اصلی بر اقوام فارس‌زبان شهری به‌عنوان الگوی فرهنگی غالب مشاهده می‌ شود، در حالی که اقوام روستایی و عشایری به‌ صورت کلیشه‌ ای و از نمای دور، عمدتاً در نقش‌هایی چون کشاورز بازنمایی شده‌ اند. فضاهای خانوادگی، آموزشی و مذهبی بیشتر به فارس‌ ها اختصاص یافته و حضور دیگر قومیت‌ها در این زمینه‌ ها بسیار اندک است. همچنین بازنمایی هم‌ زمان چند قومیت در یک تصویر نادر بوده و غالباً در جهت تأکید بر وحدت ملی به‌ کار رفته است.در حوزه بازنمایی مذهبی نیز تنوع دیده نمی‌ شود و تمرکز عمدتاً بر اسلام شیعی است. اقلیت‌ های مذهبی در تصاویر حذف شده‌اند و نمادهایی مانند قرآن، مفاتیح، عبارت «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» و پوشش چادر به‌ طور برجسته تکرار شده‌اند. در نتیجه، تنوع مذهبی در کتاب‌ ها کم‌ رنگ است و زمینه‌ ای برای پرورش نگرش چند مذهبی در میان دانش‌آموزان فراهم نمی‌ شود.بازنمایی آداب و رسوم عمدتاً به مناسبت‌های رسمی، مانند عید نوروز و جشن‌های مذهبی محدود است و آیین‌های اقلیت‌های قومی و مذهبی نادیده گرفته شده‌ اند. در بازنمایی پوشش نیز تعادل مشاهده نمی‌ شود؛ تصاویر بیشتر به پوشش اقوام شهری اختصاص دارد و لباس اقوام دیگر تنها به‌ صورت محدود و نمادین نمایش یافته است. در برخی موارد نیز تنوع پوشش صرفاً از طریق نقشه ایران و در قالب هویت ملی مطرح شده است، بی‌ آنکه شناختی عمیق از فرهنگ‌های محلی ارائه شود.در بعد زبانی، زبان فارسی معیار بر کل محتوا غلبه دارد و تنها اشاره‌هایی اندک به زبان‌های محلی صورت گرفته است.در بخش مشاهیر و مفاخر، تمرکز بر چهره‌های تاریخی و متعلق به فرهنگ غالب است. آثار و اشعار این بزرگان در بخش‌های مختلف کتاب تکرار شده و بر هویت ملی تأکید دارد، در حالی که مفاخر اقوام دیگر و شخصیت‌های معاصر تقریباً نادیده گرفته شده‌ اند. نمادهای ملی نظیر پرچم، سرود ملی و نقشه ایران نیز به‌طور مکرر بازنمایی شده‌اند و در نقش مؤلفه‌ های هویت‌ بخش به کار رفته‌ اند.میراث فرهنگی نیز به‌ صورت محدود و عمدتاً مربوط به آثار مشهور ملی بازنمایی شده است؛ در حالی که آثار فرهنگی اقوام دیگر کمتر مورد توجه قرار گرفته و توضیحات کافی برای شناخت عمیق‌تر ارائه نشده است. بازنمایی مشاغل کلیشه‌ ای است و اغلب به مشاغل شهری پرداخته شده است؛ در نتیجه، مشاغل بومی اقوام مختلف جز در موارد اندک مانند کشاورزی، ماهی‌گیری و چوپانی کمتر بازنمایی شده‌اند.در زمینه نقش‌های جنسیتی، کتاب‌ های فارسی ابتدایی الگوهای سنتی را بازتولید می‌ کنند. زنان در عرصه‌های علمی، فرهنگی و شغلی حضور کمتری دارند و بیشتر در نقش‌هایی مانند خانه‌ داری یا معلمی دیده می‌ شوند؛ در مقابل، مردان در موقعیت‌های فعال، اجتماعی و مذهبی نمایش یافته‌ اند. از منظر ترکیب‌ بندی تصویری نیز مردان معمولاً در اندازه بزرگ‌ تر یا در جایگاه بالاتر قرار گرفته اند که پیام ضمنی برتری مردانه را القا می‌ کند.به‌ طور کلی، یافته‌ ها نشان دادند که بازنمایی تنوع فرهنگی و عناصر آموزش چند فرهنگی در تصاویر کتاب‌های فارسی ابتدایی محدود و متأثر از فرهنگ غالب است. این در حالی است که تصاویر آموزشی می‌ توانند نقشی مؤثر در انتقال ارزش‌های فرهنگی، تقویت هویت ملی و پرورش نگرش مثبت نسبت به تفاوت‌ها ایفا کنند. براساس این نتایج، بهره‌ گیری آگاهانه‌ تر از ظرفیت نشانه‌های تصویری و گنجاندن مؤلفه‌های چند فرهنگی در محتوای کتاب‌ ها می‌ تواند به تقویت آموزش چند فرهنگی، ارتقای درک متقابل دانش آموزان و توسعه نگرش مثبت نسبت به تفاوتها و تنوع فرهنگی منجر شود. بنابراین در بازنگری محتوای کتابهای درسی، به ویژه در بخش تصاویر ضروری است تا تنوع فرهنگی و مؤلفه های چند فرهنگی با دقت بیشتری مدنظر قرار گیرند، تا نظام آموزشی قادر باشد نسل‌ های آینده را با درکی گسترده تر از هویت ها و فرهنگ‌ های گوناگون تربیت نماید.