خودکارآمدی هیجانی به عنوان باور فرد نسبت به توانایی خود در شناسایی، درک، تنظیم و مدیریت هیجانها، نقش کلیدی در سلامت روان، عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی نوجوانان ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی خودکارآمدی هیجانی دانشآموزان مقطع متوسطه بر اساس ناگویی هیجانی و سوءاستفاده عاطفی دوره کودکی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه شهر الانبار در کشور عراق در سال تحصیلی 1405-1404 بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 385 نفر تعیین شد که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب گردید، اما پس از حذف پرسشنامههای ناقص، 265 پرسشنامه تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خودکارآمدی هیجانی باورلی و همکاران (2008)، پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (1994) و مقیاس درجهبندی شده سوءاستفاده عاطفی دوران کودکی گودالی و ساویریکار (2023) بود. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه با نرمافزار SPSS-26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی هیجانی با ناگویی هیجانی و مؤلفههای آن (دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی) و نیز با سوءاستفاده عاطفی و مؤلفههای آن (تهدید و بیارزشی) رابطه منفی و معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ناگویی هیجانی و سوءاستفاده عاطفی به طور همزمان توان پیشبینی معناداری برای خودکارآمدی هیجانی دارند. از میان مؤلفههای ناگویی هیجانی، دشواری در شناسایی احساسات و تفکر عینی پیشبینیکنندههای معناداری بودند. همچنین هر دو مؤلفه تهدید و بیارزشی از سوءاستفاده عاطفی، توان پیشبینی معناداری برای خودکارآمدی هیجانی داشتند (05/0 >P). بر اساس این نتایج طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و مداخلهای با هدف کاهش ناگویی هیجانی و همچنین پیشگیری از سوءاستفاده عاطفی در خانوادهها میتواند به افزایش خودکارآمدی هیجانی و در نتیجه بهبود سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانشآموزان کمک کند.