زمینه و هدف: با توجه به محدودیتهای روشهای سنتی آموزش مهارتهای حرکتی، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش خطی و غیرخطی بر یادگیری مهارت شوت هندبال در کودکان ۹ تا ۱۲ ساله انجام شد. روش تحقیق: این پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون و گروه شاهد بود. جامعه آماری را دانشآموزان پسر ۹ تا ۱۲ ساله شهرستان ملایر تشکیل دادند که ۴۰ نفر بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه ۲۰ نفری (آموزش خطی و آموزش غیرخطی) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون مهارتی شوت هندبال زین و آزمون مهارتی شوت هندبال کورنیش بود. پروتکل تمرینی شامل ۱۶ جلسه 60 دقیقه ای بود که در آن گروه غیرخطی با دستکاری قیود (تغییر فاصله، زاویه، نوع توپ و فشار زمانی) تمرین کردند. در آخرین جلسه آموزش، پسآزمون مشابه با پیشآزمون از آزمودنیها گرفته شد. یک هفته بعد از آخرین جلسه تمرین، آزمون یادداری و انتقال به منظور تعیین قابلیت نسبی به دست آمده از هر گروه اجرا شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل واریانس مرکب با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۷ در سطح معنیداری ۰۵/۰>P استفاده شد. یافتهها: نتایج در مرحله اکتساب نشان داد که در هر دو آزمون مهارتی با جلسات تمرین پیشرفت معناداری در عملکرد هر دو گروه به وجود آمد (001/۰=P). در آزمون مهارتی زین نیز گروه غیرخطی عملکر معنادری نسبت به گروه خطی داشتند (001/۰=P). در مراحل یادداری و انتقال نیز در آزمون شوت هندبال زین، گروه غیرخطی در مراحل یادداری و انتقال برتری معناداری نشان داد. اما در آزمون شوت کورنیش، اگرچه روند بهبود در گروه غیرخطی مطلوبتر بود، اما تفاوت گروهها در یادداری معنادار نبود؛ با این حال، در آزمون انتقال، گروه غیرخطی به طور معنادری عملکرد بهتری نشان داد. نتیجه گیری: بهطور کلی، یافتههای این پژوهش حاکی از برتری روش آموزش غیرخطی در ایجاد یادگیری پایدارتر و قابلیت انتقال بالاتر، بهویژه در مهارتهای پیچیدهای مانند شوت هندبال زین است. این امر به احتمال زیاد ناشی از فرصت اکتشاف و سازگاری حرکتی است که این روش در اختیار یادگیرنده قرار میدهد. بر این اساس، استفاده از روش غیرخطی به مربیان هندبال برای آموزش مؤثرتر مهارتهای پیچیده به نوآموزان پیشنهاد میشود.