این پژوهش با هدف تحلیل رنج مرگ از منظر فلسفی کریستوفر همیلتون در رمان خونمردگی از الهام فلاح انجام شده است. پرسش اصلی این تحقیق آن است که مؤلفههای محوری اندیشه همیلتون چگونه و با چه سازوکارهایی در این اثر ادبی بازنمایی شدهاند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و دادههای لازم با تمرکز بر رمان خونمردگی و نیز استناد به کتاب چگونه رنج بکشیم از همیلتون، گردآوری و مورد بررسی قرار گرفتهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که فلاح در این رمان خود، از یک سو با تصویرسازی فضای جنگ به عنوان عامل شتابدهنده به فرآیند زوال، اضمحلال را به تجربهای عینی و روزمره تبدیل میکند و از سوی دیگر، طیف گستردهای از واکنشهای شخصیتها در برابر مرگ را ترسیم مینماید. مهمترین یافته، نمایش کارکرد معناساز آیینها و باورهای مذهبی همچون توسل، نیایش، خیرات و تمسک به مکانهای مقدس است که از رهگذر ادغام مرگ فردی در روایتهای جمعی، به بازماندگان در تحمل این رنج یاری میرساند. در نتیجه، این مطالعه گواهی بر ظرفیت ادبیات داستانی برای تجسم پیچیدگیهای فلسفی است و از رهگذر تطبیق نظریه و متن، گستردگی نسبی دیدگاه همیلتون را تأیید میکند و شیوههای خاص معنابخشی به رنج مرگ را در بافت فرهنگی - اجتماعی ایران پس از جنگ عینیت میبخشد.