انقلاب صنعتی چهارم پارادایمهای تولید و مدیریت زنجیره تأمین را در مقیاس جهانی بازتعریف کرده است، اما اقتصادهای در حال توسعه نظیر ایران به واسطه محدودیتهای ژئوپلیتیک و ساختاری، در مسیر این گذار با چالشهای متمایزی روبرو هستند. هدف این پژوهش، ارائه یک تحلیل انتقادی و جامع از وضعیت بلوغ دیجیتال، شناسایی موانع بومیسازی شده و ارزیابی پیامدهای عملکردی استقرار فناوریهای نوظهور در اکوسیستم صنعتی ایران است. این مطالعه مروری با تبعیت دقیق از دستورالعملهای استاندارد SANRA انجام پذیرفت. با جستجوی سیستماتیک در پایگاههای استنادی Scopus و Web of Science، تعداد 14 مطالعه تجربی کلیدی که در بازه زمانی سال 2000 تا انتهای 2025 منتشر شده بودند، انتخاب و تحلیل شدند. این مطالعات طیف وسیعی از صنایع شامل فولاد، خودرو، پتروشیمی، غذایی و شرکتهای کوچک و متوسط را پوشش میدادند. سنتز شواهد حاکی از شکلگیری الگوی توسعه دیجیتال ناهمگون و وجود یک پارادوکس بلوغ در صنایع ایران است؛ بدین معنا که در حالی که صنایع مادر در سطح استراتژیک به سمت مفاهیم انسانمحور صنعت 5.0 گرایش دارند، در لایه عملیاتی با شکافهای زیرساختی عمیق مواجه هستند. یافتهها نشان میدهد اولویتبندی فناوری در ایران تابعی از اقتصاد تحریم است؛ بهطوریکه صنعت خودرو برای غلبه بر محدودیتهای واردات سختافزار، شبیهسازی را در اولویت قرار داده، در حالی که صنایع فرآیندی نظیر پتروشیمی برای تضمین شفافیت و تابآوری، بر اینترنت اشیاء تمرکز کردهاند. تحلیلها بیانگر آن است که فراتر از قفلشدگی تکنولوژیک ناشی از تحریمها، موانع اصلی شامل اصطکاک فرهنگی، فقدان مهارتهای دیجیتال و حکمرانی دادهها است. با وجود چالشها، پیادهسازی فناوریها تأثیر معناداری بر کاهش هزینههای عملیاتی و ارتقای پایداری داشته است. مدل پیشنهادی استراتژی دیجیتالیسازی تابآور، موفقیت در این مسیر را نیازمند تغییر پارادایم از تصدیگری دولتی به تنظیمگری هوشمند و گذار از خرید تجهیزات به مدیریت استعداد دیجیتال میداند.