پژوهش حاضر بر انساننما بودن رباتهای همکار و تأثیر آن بر متغیرهای شایستگی درکشده، ایمنی درکشده، تهدید درکشده و در نهایت پذیرش این رباتها توسط کارکنان در صنعت خودروسازی متمرکز است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی، توصیفی-همبستگی و مقطعی است. جامعه آماری پژوهش کارمندان صنعت خودروسازی کشور هستند و 384 نفر به عنوان نمونه و با نمونهگیری تصادفی در نظر شدند. روایی و پایایی با استفاده از شاخصهای آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، AVE، بارهای عرضی و آزمون HTMT تأیید شد. برای آزمون نقش میانجی، تحلیل میانجیگری براساس شاخص VAF محاسبه گردید. در تجزیهوتحلیل دادههای آماری، از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که طراحی انساننمای رباتهای همکار تأثیر مثبتی بر افزایش ایمنی درکشده و شایستگی درکشده دارد، اما در عین حال میتواند تهدید درکشده را نیز افزایش دهد. با این حال، ایمنی درکشده نقش مهمی در پذیرش رباتهای همکار ایفا میکند و میتواند تأثیر طراحی انساننما را تقویت کند. پذیرش رباتهای همکار یکی از حوزههای جدید در ادبیات است که تاکنون ابعاد آن به طور عمیق به خصوص در داخل کشور بررسی نشده است. یافتهها نشان میدهند که برای ارتقای پذیرش رباتهای همکار، تمرکز بر کاهش احساس تهدید و افزایش ایمنی در طراحی ضروری است.