پژوهش حاضر نشان میدهد که تحول دیجیتال و گسترش فناوریهای نوظهور، آموزش عالی را در دهه اخیر با فرصتها و چالشهای بنیادین مواجه کرده است. این مطالعه با عنوان «سنتزپژوهی کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی: کارکردها و موانع اجرایی» با هدف شناسایی، تلفیق و تحلیل نتایج پژوهشهای موجود در این حوزه انجام شد و به بررسی ابعاد گوناگون کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی، شامل کارکردهای آموزشی، پژوهشی، مدیریتی و اخلاقی، و نیز شناسایی موانع اجرایی آن در نظام آموزش عالی ایران پرداخت. روش تحقیق از نوع توصیفی–تحلیلی مبتنی بر سنتز پژوهشها بود، به این معنا که با مرور نظاممند 20 منبع داخلی و خارجی، مفاهیم کلیدی استخراج، مقایسه و تلفیق شدند. یافتهها نشان دادند که هوش مصنوعی میتواند کیفیت یادگیری، بهرهوری پژوهش و تصمیمگیری مدیریتی را ارتقا دهد، اما موانعی مانند ضعف زیرساختها، کمبود سواد فناورانه و نبود سیاستهای هماهنگ، اجرای آن را محدود میکنند. بر این اساس، پیادهسازی موفق هوش مصنوعی در آموزش عالی نیازمند بازنگری در ساختار مدیریتی، ارتقای مهارتهای فناورانه اعضای هیئت علمی و تدوین چارچوبهای اخلاقی است. در نهایت، پژوهش پیشنهاد میکند که ایجاد سند ملی تحول دیجیتال، تشکیل مراکز تحلیل دادههای آموزشی و توسعه فرهنگ سازمانی فناورانه میتواند زمینه بهرهبرداری اثربخش از هوش مصنوعی در دانشگاهها را فراهم کند.