ترجمه قرآن، به دلیل ساختارها و ویژگی های زبانی منحصر به فرد، همواره چالش هایی را در حفظ هم زمان معنا و فرم ایجاد کرده است. زبان بالغی، پیچیدگی های مفهومی و مفاهیم دینی عمیق قرآن، انتقال دقیق پیام و حفظ ویژگی های ساختاری آن را برای مترجمان دشوار ساخته است. نایدا و تیبر، در چارچوب نظریه خود درباره ترجمه کتاب مقدس، دو نوع بسط را به عنوان تعدیل های ترجمه معرفی کرده اند: بسط واژگانی و بسط نحوی. این پژوهش، با استفاده از این چارچوب و روش توصیفی - تحلیلی، این بسط ها را در سه ترجمه فارسی سوره قیامت )فوالدوند، انصاریان و الهی قمشه ای( بررسی نموده است. انتخاب این سوره به دلیل ساختارهای زبانی پیچیده، محتوای معادشناختی عمیق و چالش های خاص ترجمه آن صورت گرفته است . نتایج جستار حاضر نشان داد که مترجمان قرآن از الگوی بسط معرفی شده بهره برده اند، اما میزان و نحوه استفاده از آن متفاوت است. در بسط های واژگانی، بیشتر به معادل سازی توصیفی و ساختاربندی مجدد معنایی روی آوردند و در بسط های نحوی، که سهم بیشتری در ترجمه ها داشته اند، تفاوت های قابل توجهی در استفاده از بسط »شناسایی مفعول و فعل با معنای انتزاعی« در ترجمه ها مشاهده شد. قمشه ای با رویکردی آزاد، بیشترین و فوالدوند با رویکردی محتاطانه ، کمترین میزان بسط را به کار گرفته اند و انصاریان رویکردی میانه را نشان داد. استفاده گسترده از بسط »ساختاربندی مجدد معنایی« را می توان به دانش مترجمان از تفاسیر و منابع اسالمی نسبت دا د.