بهگواه تاریخ دوره سامانی اوج عصر تولید سفال در مرحلهای از زیبایی و خلاقیت است و هنرمندان در سراسر ایرانزمین، بهویژه خراسانبزرگ، به آفرینش سفالینههای لعابدار همتگماردند. سفالهای این منطقه صرفهنظر از زیبایی ظاهری و فنون خاصی که برای تهیه لعاب آنها بکار رفته، ویژگی هایی خاص در نوع تزئین برخود دارند و ناحیه ماوراءالنهر، بهخصوص واحه سمرقند و توابع آن همچون چاچ دارای این ویژگی بودهاست. این پژوهش درپی پاسخگویی به این سوال است که بر اساس یافتههای باستانشناسی، آیا می-توان منطقه سمرقند را در هنر سفالگری ماوراءالنهر مکتبی مستقل دانست؟ روش پژوهش حاضر به روش تحلیل ژانر از مجموعه روشهای کیفی و جمعآوری اطلاعات به روش کتابخانهای است. بررسیها نشان از شباهت آشکار از نظر نوع کاربرد لعاب و برخی تزئینات بکار رفته بر آثار ناحیه ماوراءالنهر میدهد البته با وجود تاثیرپذیری فنی از نیشابور، سمرقند و نواحی مجاور آن دارای خصلتی بومی بوده و کاربرد مضامین واقعی و اساطیری مورد توجه ایشان بوده است از طرفی به دلیل وجود برخی خرده تزئینات در آثار سمرقند و نواحی مجاور و عدم کاربرد این تزئیات ریز در نیشابور تمایزی خاص بین آثار این نواحی به مرکزیت سمرقند با نیشابور وجود دارد. نتایج پژوهش مشخص نمود بهدلیل وجود برخی ویژگی خاص چه در نوع تزئینات و چه بهصورت مضمون میتوان سمرقند را به مثابه سبکی ویژه که حائز مکتبی خاص است، برشمرد.