هدف: یک تعامل متقابل بین مدیریت دانش و هوش مصنوعی وجود دارد که ابزارهایی برای ایجاد و گسترش دامنه کاربرد دانش، فراهم میکند. پیشرفتهای هوش مصنوعی میتواند پایههای جدیدی برای تغییر مدیریت دانش فراهم کند. هدف پژوهش دستیابی به الگوی بهرهگیری از قابلیتهای هوش مصنوعی در برآورده ساختن اهداف مدیریت دانش در دانشگاهها است. روششناسی: پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و توسعهای و ازنظر ماهیت دادهها، کیفی است که با استفاده از راهبرد نگاشت شناختی فازی انجام و دادهها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. منابع پژوهش اعضای هیئتعلمی دانشگاه اراک هستند که نمونهبرداری بهروش گلوله برفی انجام و درمجموع با 13 نفر مصاحبه گردید. از ابزار Mental Modeler جهت مدلسازی استفاده شد. یافتهها: پس از ترسیم الگو مشخص گردید «دستیارهای هوشمند و چتباتها»، با درجه (2/2)، بیشترین تأثیرگذاری را بر دستیابی به اهداف مدیریت دانش دارد و «گسترش فضای دانشمحور در سازمان» با درجه (42/2)، بیشترین تأثیرگذاری را بر فرایند مدیریت دانش دارد. «توسعه ظرفیت دانشی افراد» با درجه 96/3 و «گسترش فضای دانشمحور در سازمان» با درجه 75/3 بیشترین مرکزیت را در الگو دارند. نتایج: فراهم ساختن زیرساختهای مناسب جهت بهرهگیری از کاربردهای هوش مصنوعی در دانشگاهها، برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی بهروز جهت آشنایی هرچه بیشتر اساتید و دانشجویان، تشویق اساتید برای بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی در آموزشوپژوهش و درنظر گرفتن چالشها و ملاحظات اخلاقی، پیشنهاد میگردد. اصالت و ارزش: سازمانها به بینش جدیدی در مورد رابطه بالقوه میان هوش مصنوعی و مدیریت دانش نیاز دارند و باید با بهرهگیری از فناوریهای جدید، به تغییر و تحول در مدیریت دانش سنتی مبتنی بر قواعد و مقررات مشخص، بپردازند.