دوران سلطنت فتحعلی شاه قاجار، نقشی تعیین کننده در تثبیت قدرت سلسله قاجار بعد از سالهای بیثباتی و فروپاشی نظام صفوی ایفا کرده است. با وجود مطالعات گسترده در حوزه تاریخ سیاسی این دوران، شکاف پژوهشی موجود نشان میدهد که تمرکز غالب بر رویدادها به صورت تحلیل های تاریخی بوده و تأثیر ویژگیهای روانشناختی حاکم بر فرایند تصمیم گیریهای کلان سیاسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ، به بررسی رابطه میان ساختار شخصیت فتحعلی شاه و الگوهای رفتارهای سیاسی او میپردازد. مسئله اصلی تحقیق این است که چگونه مؤلفههای روانی و ویژگیهای شخصیتی پادشاه، بر جهتگیریهای سیاسی در دو حوزه داخلی و خارجی تأثیر گذاشته و مسیر تحولات کشور را تغییر داده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد کیفی تدوین شده است. جهت تحلیل دادههای تاریخی از چهارچوب نظریه روانکاوی استفاده شده تا بتوان لایههای پنهان رفتار سیاسی را استخراج نمود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در مدیریت امور داخلی ویژگیهای نظیر خودشیفتگی، تجمل گرایی، خرافه پرستی و الگوهای اقتدارگرایانه چهارچوب اصلی حکمرانی او را تشکیل داده است. همچنین در حوزه سیاست خارجی تحلیل دادهها حاکی از آن است که ضعف در بینش سیاسی، غرور، خساست و ترس از قدرتهای بیگانه منجر به اتخاذ مواضعی تدافعی و آسیبپذیر شد. این عوامل در نهایت باعث جدایی سرزمین های زیادی از کشور گردیده و موجب نفوذ بیگانگان بعد از این دوره در داخل کشور گردید.