هدف پژوهش حاضر، واکاوی ادراک استادان پیشکسوت از نحوۀ شکل گیری و دگرگونی هویت دانشجویی در آموزش عالی ایران پس از انقلاب اسلامی است. ازآنجاکه مدل منسجمی در این زمینه گزارش نشده بود، پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریۀ دادهبنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 12 نفر از استادان دانشگاه های ایران بودند که تجربۀ دانشجویی پیش از انقلاب داشته و اکنون بهعنوان عضو هیئت علمی فعالیت می کنند. نمونهگیری به شیوۀ نظری انجام شد و گردآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته ادامه یافت. دادهها با کدگذاری باز، محوری، و انتخابی تحلیل شدند و مدل مفهومی استخراج شد. یافتهها نشان داد از دیدگاه مشارکت کنندگان، هویت دانشجویی پس از انقلاب در ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی، دینی، و حرفهای بازتعریف شده و تحت تأثیر زمینههای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی معاصر قرار دارد. در مدل برساخته، فضای سیاسی حاکم بر آموزش عالی و فضای حاکم بر نهاد علم بهعنوان عوامل علّی و عوامل خانوادگی و عوامل اقتصادی/بازار کار بهعنوان عوامل مداخله گر برجسته شدند. همچنین، از منظر مشارکت کنندگان، راهبردهای پیشنهادی برای بهبود هویت دانشجویی شامل واقع بینی و توجه به مسائل روز، حرفهایسازی هویت از طریق تعاملات علمی، نگاه سیستمی به نظام آموزشی، و کاهش دغدغه های مالی دانشجویان است. این چهارچوب برآمده از ادراک استادان پیشکسوت است و می تواند در پژوهش های بعدی با تمرکز بر تجربۀ زیستۀ دانشجویان و/یا پیمایش، اعتبارسنجی و تکمیل شود. درنهایت، پیامدهای هویت دانشجویی در سه سطح فردی، سازمانی (دانشگاهی)، و ملی صورتبندی شد.