چالشها و بحرانها جزء جداییناپذیر حیات بشری در سطو ح فردی و اجتماعی به شمار میروند. مسأله مهم در این مواقع، حفظ تعادل افراد، جوامع و نظامهای سیاسی پس از مواجهه با چالشها و بازیابی خود است. این مسأله تحت عنوان تابآوری، موضوع پژوهشهای بسیاری قرار گرفته و ابعاد، عوامل و مصادیق آن مطالعه شده است. در مطالعات متعددی، از دین به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر تابآوری یاد شده است. در این نوشتار تلاش میشود با یک بررسی توصیفی-تحلیلی در نسبت دین و تابآوری اجتماعی به طورکلی و از منظری جامعهشناختی از یکسو، و با نگاهی به برخی از آموزههای قرآنی از سوی دیگر، شرحی نظری از این مسأله ارائه گردد. ازاینرو، در اینجا با رویکردی تلفیقی، یعنی بروندینی و دروندینی از یکسو، و کارکردگرا و غایتگرا از سوی دیگر به مسأله پرداخته شده است. پرسش اصلی آن است که دین چگونه میتواند بر تابآوری اجتماعی اثرگذار باشد؟ یافتهها بیانگر آنست که دین با ایفای نقش اساسی در نظام باورهای فردی و اجتماعی در ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری، از طریق «هویتبخشی و معنابخشی به حیات انسان»، «ترسیم چشمانداز زندگی انسان»، «امیددادن به انسان» و «انسجامبخشی به جامعه» میتواند به عنوان عاملی بسیار مؤثر در تابآوری اجتماعی در نظر گرفته شود.